وقتی دوست فرستنده نامه به کمک برای اعتیاد نیاز دارد، اما احساس می‌کند علت آن اعتیاد پویایی خانوادگی است، چگونه می‌توان روند بهبودی را آغاز کرد؟وقتی دوست فرستنده نامه به کمک برای اعتیاد نیاز دارد، اما احساس می‌کند علت آن اعتیاد پویایی خانوادگی است، چگونه می‌توان روند بهبودی را آغاز کرد؟

[دو جانبه] دوستم به کمک برای اعتیاد نیاز دارد، اما پویایی خانوادگی او ممکن است مشکل باشد

2026/04/19 11:00
مدت مطالعه: 7 دقیقه
برای ارائه بازخورد یا طرح هرگونه نگرانی درباره این محتوا، لطفاً با ما از طریق crypto.news@mexc.com تماس بگیرید.

بخش مردم Rappler یک ستون مشاوره توسط زوج جرمی بائر و روانشناس بالینی دکتر مارگاریتا هولمز اداره می‌کند.

جرمی دارای مدرک کارشناسی ارشد حقوق از دانشگاه آکسفورد است. او یک بانکدار با 37 سال سابقه که در سه قاره کار کرده است، در 10 سال گذشته با دکتر هولمز به عنوان هم‌سخنران و گاهی اوقات به عنوان هم‌درمانگر، به ویژه با مشتریانی که نگرانی‌های مالی آن‌ها در زندگی روزمره‌شان دخالت می‌کند، آموزش دیده است.

آن‌ها با هم دو کتاب نوشته‌اند: Love Triangles: Understanding the Macho-Mistress Mentality و Imported Love: Filipino-Foreign Liaisons.


دکتر هولمز و آقای بائر عزیز،

من دانشجوی سال دوم کارشناسی روانشناسی از دانشگاه UP هستم. من یک دوست صمیمی دارم، "جما". او هم رشته‌ای من در روانشناسی است که سال گذشته به مواد مخدر روی آورد.

من دلیل اعتیاد او را می‌دانم، اما نمی‌دانم آیا باید به والدینش بگویم یا خیر. آن‌ها واقعاً می‌خواهند تا جایی که می‌توانند به او کمک کنند، اما واقعاً نمی‌توانند، زیرا آن‌ها علت اعتیاد او هستند. من می‌دانم چون این همان چیزی است که او به من گفت.

او به من گفت که مادرش هرگز از شکایت کردن درباره پدرش یا خانواده شوهرش دست نمی‌کشد. یک بار، او از مادرش خواست که دست بردارد. دست بردارد از بدگویی درباره پدرش و خانواده شوهرش زیرا او را تحت فشار قرار می‌داد.

مادرش از او عصبانی شد. این همان چیزی است که او به جما گفت و من فقط نقل قول می‌کنم: "اگر تو فقط با شنیدن این موضوع اینقدر تحت فشار هستی، فکر می‌کنی من با تجربه واقعی همه این‌ها چه احساسی داشتم؟!!؟ انقدر خودخواه نباش. نمی‌دانی چقدر خوش‌شانس هستی!"

من پس از این تغییری را در او احساس کردم. او اکنون به سه روانپزشک مراجعه کرده است. همه آن‌ها به او قرص دادند تا بخورد، اما هیچ کدام به او کمک نکردند یا اعتیادش را کاهش ندادند.

من احساس می‌کنم رابطه او با مادرش ارتباط زیادی با اعتیادش دارد، اما نمی‌دانم چگونه این اطلاعات را منتقل کنم.

لطفاً به من بگویید چه کاری باید انجام دهم،
میتوس


میتوس عزیز،

همانطور که الکساندر پوپ در An Essay on Criticism (1711) نوشت، "یادگیری کم چیز خطرناکی است".

شما یک دانشجوی کارشناسی روانشناسی هستید، نه یک روانشناس دارای گواهینامه، و عاقلانه است که به یاد داشته باشید چقدر دانش دیگری باید کسب کنید قبل از اینکه آماده و قادر به تحلیل حرفه‌ای دیگران باشید.

با این حال، تمایل شما برای کمک به جما قابل تحسین است و فقط نیاز به هدایت دارد.

با این حال، به نظر می‌رسد درک شما از موقعیت جما صرفاً بر اساس روایت او است. نسخه والدینش البته ممکن است موضوع را در نور کاملاً متفاوتی قرار دهد. شما تشخیص می‌دهید که گفتن دیدگاه خود به والدینش احتمالاً بهترین استراتژی نیست، به ویژه اگر آن‌ها در واقع بخشی از مشکل باشند، بنابراین شاید باید تلاش‌های خود را برای کمک متمرکز کنید با دادن تا جایی که می‌توانید حمایت به جما و فشار آوردن به او، و به تبع آن والدینش، برای جستجوی درمان خانوادگی.

بعد از همه چیز واضح به نظر می‌رسد که دارو به تنهایی اعتیاد جما را حل نخواهد کرد، به ویژه اگر رابطه مشکل‌دار او با والدینش حل نشده بماند، بنابراین یک روانپزشک که صرفاً دارو تجویز می‌کند راه‌حلی نیست.

درمان گفتاری گزینه بعدی است، در صورت امکان شامل والدین جما و همچنین خود جما. این ممکن است پیشنهاد کردن آن آسان‌تر از دستیابی به آن باشد، اما مستقیم‌ترین راه برای آشکار کردن و رسیدگی به مشکلات بین آن‌ها است.

به عنوان یک غیر عضو خانواده، مشارکت شما ممکن است وزن زیادی نداشته باشد اما حمایت شما از جما در این مقطع بسیار ارزشمند خواهد بود.

بهترین آرزوها،
JAF بائر


میتوس عزیز،

از نامه شما بسیار متشکرم. به نظر من، آقای بائر تمام نگرانی‌های شما درباره اعتیاد را در پاسخ خود مطرح کرده است.

بنابراین، امیدوارم بفهمید اگر من درباره درمان خانوادگی بحث کنم که امیدوارم به شما و خوانندگان ما کمک کند تا متوجه شوید که چقدر اغلب درمان فردی کافی نیست. درمان خانوادگی و در واقع، درمان رادیکال گاهی اوقات چیزی است که قبل از اینکه زندگی ما بهتر شود، لازم است.

منظور من از این، درمان خانوادگی واقعی است - این کار توسط دکتر موری بوون در اواخر دهه 40/اوایل دهه 50 میلادی آغاز شد، اگرچه او تحقیقات خود را که موفقیت درمان خانوادگی را تأیید می‌کرد تا سال 1966 به طور رسمی منتشر نکرد.

اجازه دهید مثال متفاوتی برای شما بزنم تا خوانندگان دیگر ما، شاید، بیشتر با آن ارتباط برقرار کنند: من یک دوست 20 ساله داشتم - بیایید او را مایرا بنامیم - که به دلیل افسردگی بالینی به یک روانپزشک مراجعه می‌کرد.

روانپزشک به او داروهای ضد افسردگی داد؛ و پس از دو ماه، پیشنهاد کرد که والدین او را ببیند. مایرا بسیار خوشحال بود زیرا بالاخره امیدوار بود که، تحت فضای نسبتاً امن‌تری که حضور یک درمانگر می‌تواند به ارمغان بیاورد، اکنون می‌تواند احساس واقعی خود را به اشتراک بگذارد و، شاید، بازخورد (واقعی) در مورد اینکه چرا والدین به این شکل رفتار کردند، دریافت کند. او همچنین امیدوار بود که اگر همه آن‌ها ملاقات کنند، بتوانند زمینه مشترکی پیدا کنند.

با این حال، کاری که روانپزشک انجام داد این بود که 30 دقیقه با او صحبت کرد، سپس از او خواست از اتاق خارج شود و سپس با والدینش صحبت کرد در حالی که او بیرون منتظر بود.

این قطعاً درمان سیستم‌های خانوادگی که دکتر بوون توسعه داد نیست. درمان سیستم‌های خانوادگی بوون یک رویکرد درمانی است که خانواده را به عنوان یک واحد احساسی به هم پیوسته درمان می‌کند نه تمرکز بر افراد. چیزی به نام بیمار شناسایی شده (IP) وجود ندارد که مایرا در صورت درگیر شدن درمان‌های سنتی خواهد بود.

در درمان سیستم خانواده، کل خانواده بیمار است، زیرا معمولاً چیزی در پویایی خانواده اشتباه است که باعث افسردگی بالینی مایرا می‌شود یا آن را تشدید می‌کند.

در درمان سیستم‌های خانوادگی، آنچه برای یکی اتفاق می‌افتد برای همه اتفاق می‌افتد. یک سیستم واحدی است که می‌خواهد به هر قیمتی هموستاز را حفظ کند. بنابراین، اگر حتی یک عنصر از سیستم تغییر کند (مثلاً نحوه پاسخگویی مایرا) پس کل سیستم تغییر خواهد کرد تا هموستاز دوباره حاصل شود.

تمام کاری که روانپزشک مایرا انجام داد این بود که تأیید کرد مایرا مشکل است و تنها دلیلی که روانپزشک با والدین او صحبت کرد این بود که به آن‌ها کمک کند تا به مایرا کمک کنند. به مایرا کمک کنید زیرا مایرا تنها کسی بود که، ظاهراً، از افسردگی بالینی رنج می‌برد.

من می‌گویم ظاهراً زیرا اغلب افسردگی می‌تواند به عنوان خشم یا بی‌تفاوتی "مخفی" شود.

مانند جما، مایرا به شدت از نحوه رفتار والدینش تأثیر پذیرفته بود. مانند جما، مایرا هنوز به والدینش وابسته بود و بنابراین نمی‌توانست از رفتار سمی آن‌ها فرار کند حتی اگر می‌خواست این کار را انجام دهد،

با این حال، برخلاف جما، مایرا فکر می‌کرد که می‌داند خانواده‌اش علت افسردگی عمیقش است. به همین دلیل بود که او از نحوه جلسه روانپزشک با خانواده‌اش ناامید شد. 

آنچه می‌توانست شروع درمان مؤثر باشد، تبدیل به "همان قدیمی، همان قدیمی" درمان سنتی شد.

با این حال، گاهی اوقات، خانواده‌ها قادر به تغییر نیستند، میتوس. در این صورت، شاید بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که به جما یادآوری کنید که "دوستانی مثل تو راه خداوند برای عذرخواهی از خانواده‌هایی است که برخی مردم با آن‌ها درگیر شده‌اند."

بهترین آرزوها،
MG هولمز

– Rappler.com

سلب مسئولیت: مطالب بازنشرشده در این وب‌ سایت از منابع عمومی گردآوری شده‌ اند و صرفاً به‌ منظور اطلاع‌ رسانی ارائه می‌ شوند. این مطالب لزوماً بازتاب‌ دهنده دیدگاه‌ ها یا مواضع MEXC نیستند. کلیه حقوق مادی و معنوی آثار متعلق به نویسندگان اصلی است. در صورت مشاهده هرگونه محتوای ناقض حقوق اشخاص ثالث، لطفاً از طریق آدرس ایمیل crypto.news@mexc.com با ما تماس بگیرید تا مورد بررسی و حذف قرار گیرد.MEXC هیچ‌ گونه تضمینی نسبت به دقت، جامعیت یا به‌ روزبودن اطلاعات ارائه‌ شده ندارد و مسئولیتی در قبال هرگونه اقدام یا تصمیم‌ گیری مبتنی بر این اطلاعات نمی‌ پذیرد. همچنین، محتوای منتشرشده نباید به‌عنوان توصیه مالی، حقوقی یا حرفه‌ ای تلقی شود و به منزله پیشنهاد یا تأیید رسمی از سوی MEXC نیست.

رویداد USD1: کارمزد 0 + %12 APR

رویداد USD1: کارمزد 0 + %12 APRرویداد USD1: کارمزد 0 + %12 APR

کاربران جدید: استیک و دریافت تا %600 APR. محدود!