در فیلیپین، فریاد دیجیتال رسانههای اجتماعی از هدف اصلی خود برای این نسل فراتر رفته است. این فضا به یک پناهگاه برای سلامت روان آنها تبدیل شده: فضایی برای کنار آمدن، درک شدن و احساس پذیرفته شدن.
تحقیقات ما در مدرسه پزشکی هاروارد یک حقیقت قدرتمند را آشکار کرد: در برابر یک سیستم مراقبت از سلامت روان تحت فشار، جوانان فیلیپینی فضاهای حیاتی برای حمایت و درک متقابل در فضای آنلاین ایجاد میکنند. این نظرسنجی سراسری با ۶۳۶ جوان فیلیپینی، عمدتاً زن (۶۷٪) و ساکن شهر (۸۷.۶٪)، با میانگین سنی ۱۹ سال، با بحثهای گروهی متمرکز عمیق (FGDs) با ۸۰ دانشآموز ۱۸ تا ۲۴ ساله تکمیل شد که شاهدی بر انعطافپذیری و داستانهای بقا است.
همانطور که بومیان دیجیتال هستند، نزدیک به ۱۰۰٪ حداقل یک حساب رسانه اجتماعی دارند، ۵۹.۴٪ هر ساعت فید خود را چک میکنند و ۶۰.۷٪ بیش از چهار ساعت در روز آنلاین هستند. در FGDها، برخی افراد اعتراف کردند که تا ۱۵ ساعت در روز را صرف این فضاها میکنند. این بیش از یک سرگرمی بود، بلکه بخشی از روتین روزانه آنها بود که هویتشان را شکل میدهد. تلفنهای همراه برای این نسل جوان به یک «آرامبخش اجتماعی» تبدیل شدهاند که ارتباط مداوم و احساس پیوند را فراهم میکنند.
از نظر کمی، Facebook، Instagram، YouTube و TikTok به عنوان پلتفرمهایی برای سرگرمی (۹۷.۱٪) یا ارتباط (۹۳.۷٪) گزارش شدند.
یک دختر ۱۸ ساله تأیید کرد که رسانههای اجتماعی یک فضای امن هستند و یک پسر ۲۲ ساله شاهد داد که «رسانههای اجتماعی برای دسترسی به اطلاعات سلامت روان هستند.» یافتههای ما همچنین نشان میدهد که ۵۷٪ از طریق رسانههای اجتماعی به اطلاعات و منابع سلامت روان دسترسی دارند. این فراتر از اشتراکگذاری است و به یافتن آرامش، اطلاعات معتبر و ارتباط زمانی که راههای سنتی کافی نیستند میپردازد.
با این حال، این چشمانداز دیجیتال بدون خطر نیست، همانطور که در موضوع «چالشهای دیجیتالیسازی سلامت روان» اشاره میکنیم. در زمان اطلاعات غلط، جوانان نه تنها با مشکلات خود دست و پنجه نرم میکنند، بلکه وظیفه رد کردن روایتهای مضر در خانوادههای خود را نیز بر عهده دارند که نیاز به بهبود تأیید محتوا و سواد رسانهای را برجسته میکند.
واقعیت تلخ سیستم سلامت روان فیلیپین — داشتن تنها ۱ روانپزشک به ازای هر ۲۰۰,۰۰۰ نفر، جایی که خدمات در شهرها متمرکز است و ناهماهنگیهای فرهنگی فراوان است — این جوانان را به نوآوری وادار کرده است.
چالشهای دسترسی به مراقبت از سلامت روان محدودیت ارائهدهندگان تخصصی سلامت روان، بار مالی و دیدگاههای اجتماعی نسبت به سلامت روان را به عنوان موانع اصلی برجسته میکند. بسیاری از شرکتکنندگان از ناکارآمدی خطوط اورژانس و خدمات موجود سلامت روان، از جمله زمان انتظار طولانی، هزینههای بازدارنده و تعاملاتی که احساس بیتوجهی میدادند، ابراز نارضایتی کردند.
در این خلأ، تعدادی به ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT به عنوان «رواندرمانگران شبهواقعی» روی آوردهاند که به دلیل دسترسپذیری، در دسترس بودن و نبود قضاوت، فضایی بدون ترس از تلافی یا سوءتفاهم فراهم میکنند.
تحول در مراقبت از سلامت روان: دسترسی از طریق راهحلهای دیجیتال به موضوع دیگری تبدیل شد زیرا شرکتکنندگان به طور فعال یک اکوسیستم سلامت روان آنلاین میسازند: تقویت حمایت همتا در بخشهای کامنت، کسب بینش از اینفلوئنسرها، اعتماد به کمپینهای حرفهای در رسانههای اجتماعی، حتی کشف ابزارهای هوش مصنوعی. آنها دریافتکنندگان منفعل مراقبت نیستند؛ آنها سازندگان فعال هستند.
سیاستگذاران و ارائهدهندگان خدمات برای ترویج مشروعیت، حمایت و حفاظت فراخوانده شدهاند.
ما یک رویکرد چندوجهی متمرکز بر کمپینهای آگاهیبخشی و حمایتی سلامت روان مبتنی بر رسانههای اجتماعی توصیه میکنیم.
پیامدهای این یافتهها در چندین حوزه عمیق هستند:
ما باید گوش دهیم. همانطور که یک دختر جوان در گروه متمرکز ما به زیبایی بیان کرد: «حداقل آنلاین، میتوانیم از یکدیگر حمایت کنیم… kahit hindi kami magkakilala (حتی اگر یکدیگر را نشناسیم).»
وقتی نهادها ساکت میمانند، اینترنت صحبت میکند. مسئولیت ما این است که اطمینان حاصل کنیم که به زبان درمان، امید و اطلاعات دقیق صحبت کند. – Rappler.com
Criselle Angeline C. Peñamante، MD، MA، MMSc، اهل General Santos City است و یک پزشک-دانشمند متمرکز بر آزمایشات بالینی عصبی و روانپزشکی است. این مقاله از پایاننامه او در کارشناسی ارشد علوم پزشکی در تحویل بهداشت جهانی (کلاس ۲۰۲۵) در مدرسه پزشکی هاروارد استخراج شده است؛ او معاون رئیس فارغالتحصیلان هاروارد برای سلامت روان است؛ و همبنیانگذار و CMO شرکت Emari Health (emari.ai) است.


