واکنش پاتسون داکا از لسترسیتی پس از شکست و سقوط به دنبال بازی قهرمانی اسکای بت در استادیوم کینگ پاور، لستر. تاریخ عکس: سهشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵. (عکس از جیکوب کینگ/PA Images via Getty Images)
PA Images via Getty Images
پس از سقوط لسترسیتی، دو روایت تحقیرآمیز مطرح شد.
اول، روایتی که سقوط را پایان غمانگیز ظهور افسانهای فاکسها از گمنامی نشان میدهد.
دومی، که گری لینکر و دیگران آن را دامن میزنند، میگوید موفقیتهای اخیر لستر بر دردِ سقوطشان میچربد.
این پیشنهاد که هواداران فاکسها باید قدردان دستاوردهای گذشته باشند، تازگی ندارد.
از زمانی که لسترسیتی در سال ۱۳۹۴ علیرغم تمام پیشبینیها قهرمان لیگ برتر شد، انتقادات مستمری نسبت به هواداری که جرئت میکردند عملکرد ضعیف را نپذیرند، جاری بوده است.
هنگامی که باشگاه پارسال از لیگ برتر سقوط کرد، هافبک سابق فاکسها، رابی ساویج، نکته مشابهی مطرح کرد.
«اگر از هر هوادار لستر بپرسید، میدانم الان ناامیدی وجود دارد، اما اگر ده سال پیش به هر هوادار لستر میگفتید فراز و نشیبهایی خواهد بود، اما لیگ برتر و جام حذفی انگلیس را خواهید برد.»
همراه او در آن شب در بیبیسی، دارن فلچر، صحبتش را قطع کرد و افزود: «و در لیگ قهرمانان بازی خواهید کرد و به یکچهارم نهایی برابر اتلتیکو مادرید خواهید رسید.»
اما این استدلال نکتهای حیاتی و اغلب نادیده گرفتهشده را از قلم میاندازد.
دیوار آجری که باشگاه هنگام تلاش برای ورود به نخبگان با آن روبرو شد.
بین سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰، باشگاه دو بار پنجم و سپس هشتم شد. در بسیاری از اوقات در آن سه فصل، آنها در موقعیت مناسبی برای کسب سهمیه لیگ قهرمانان بودند اما در آخرین لحظه عقب افتادند.
اختلال مالی ناشی از کووید-۱۹ هم مالکان ثروتمند و هم پایه مالی باشگاه را تحت تأثیر قرار داد، و باشگاه هرگز واقعاً از این ضربه بهبود نیافت.
اما برنده واقعی از زوال لسترسیتی—باشگاهی خارج از نخبگان سنتی فوتبال انگلیس—باشگاههای مستقری مانند منچستریونایتد یا توتنهام هاتسپر هستند که اکنون میتوانند کمی آسودهتر باشند، با این دانستن که فاکسها که اخیراً از آنها بهتر عمل کرده بودند، احتمالاً به تهدید کمتری تبدیل خواهند شد.
عدم قطعیتی که تیم میدلندز شرقی ایجاد کرد این غولها را متزلزل کرد، یا حداقل خطر آن به اندازه کافی بود که آنها را وادار کند تا هنگامی که همهگیری درآمدهای فوتبال را دچار هرجومرج کرد، سوپرلیگ اروپا را پیشنهاد دهند.
پروژه ESL که توسط شش بزرگ فوتبال انگلیس تبلیغ میشد: آرسنال، چلسی، لیورپول، منچسترسیتی، منچستریونایتد و توتنهام هاتسپر، ممکن است در نهایت شکست خورده باشد. اما برای لحظهای، نقاب لیز خورد؛ باشگاههایی مانند لسترسیتی دریافتند که واقعاً با چه چیزی روبرو هستند.
لندن، انگلستان – ۲۵ اردیبهشت: جیمی واردی از لسترسیتی با جام امارات FA Cup پس از فینال امارات جام حذفی انگلیس بین چلسی و لسترسیتی در استادیوم ومبلی در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ در لندن، انگلستان جشن میگیرد. تعداد محدودی حدود ۲۱٬۰۰۰ هوادار، مشروط به آزمایش منفی لترال فلو، اجازه داشتند وارد استادیوم ومبلی شوند تا فینال جام حذفی امسال را به عنوان یک رویداد آزمایشی برای بازگشت جمعیتهای بزرگ به مکانهای بریتانیا تماشا کنند. (عکس از مایکل ریگان – The FA/The FA via Getty Images)
The FA via Getty Images
برندان راجرز، مدیر وقت لسترسیتی، احساسات نسبت به کسانی که سعی داشتند شایستهسالاریای را که به تیمهایی مانند تیم او اجازه رؤیاپردازی میداد تضعیف کنند، خلاصه کرد.
او گفت: «وقتی به اینجا آمدم وظیفهام این بود که بازار را برهم بزنم. میخواستم بدانم چه چیزی شش تیم برتر را تعریف میکند، واضح است که پول است.»
«کاری که همه ما باید انجام دهیم این است که از بازی محافظت کنیم، این در مورد رقابت و پیشرفت بر اساس شایستگی است.»
علیرغم شکست پروژه ESL، قوانین سرمایهگذاری سختگیرانهتر و بازیهای بیشتر لیگ قهرمانان، سلطه تیمهای بزرگتر را تثبیت میکنند و تیمهایی مانند لستر را بیشتر به حاشیه میرانند.
همانطور که تیمهایی مانند نیوکاسلیونایتد و استونویلا که موفق شدند برای یک فصل به رقابت نخبگان اروپا وارد شوند نشان دادهاند، شرایط علیه هر تازهواردی که بخواهد بر هم بزند، چیده شده است.
تفاوت بین آن دو باشگاه و لسترسیتی این است که زیرساخت و تاریخ آنها به مراتب بیشتر است.
این پیام نگرانکنندهتری را نشان میدهد: رقابتپذیری فوتبال انگلیس ممکن است در حال کاهش باشد.
اکنون، هواداران لستر که قبلاً «توقع داشتند» انتظاراتشان را پایین میآورند. آنها فقط میخواهند مالکیتی پایدار در وسط جدول لیگ برتر داشته باشند، نه افتخار.
همانطور که جردن هالفورد از پادکست Big Strong Leicester Boys هنگام تأیید سقوط به اسکای اسپورتز گفت.
«اگر او [مالک سابق ویچای سریوادانپرابها] هنوز آنجا بود، این اتفاق نمیافتاد،» او گفت.
«اما متأسفانه، پسرش آن تاجر یا مالک باشگاه فوتبالی که پدرش بود، نیست. تاپ [آیاوات «تاپ» سریوادانپرابها] حتی هرگز خودش در باشگاه حضور ندارد.
«او اوایل امسال با اسکای مصاحبهای انجام داد که کاملاً بیتفاوت به نظر میرسید و میگفت که ما برای ترفیع میرویم. همه میتوانستند ببینند که ما برای ماندن در دسته هم دچار مشکل خواهیم شد، چه رسد به ترفیع.
«هواداران لستر به خاطر داشتن توقع زیاد انتقادهای زیادی دریافت میکنند. ما نمیخواهیم مثل دوران ویچای برای جامها رقابت کنیم؛ فقط میخواهیم مانند برنتفورد، بورنموث و برایتون به شکلی پایدار اداره شویم. با احترام، اما ما باشگاههای بزرگتری از همه آنها هستیم.»
قابل توجه است که در این اظهارات، هالفورد هم نگرشها نسبت به هواداران لستر را نقد میکند و هم احساس مشابهی ابراز میدارد.
این ممکن است بازتاب تمایلی باشد، بهویژه در دورههای چالشبرانگیز، به ارجاع دادن به وضعیت باشگاه به عنوان وسیلهای برای تمایز.
واقعاً، همه باید واقعیت تلخ و ناعادلانهای را بپذیرند که همه باشگاههایی که هالفورد نام میبرد توانایی رؤیاپردازیشان محدود میشود.
زوال لسترسیتی برای همه یک تراژدی است، یادآوری اینکه بزرگترین تیمها فقط دروازه رقابت را نمیبندند، بلکه آن را قفل میکنند.
Source: https://www.forbes.com/sites/zakgarnerpurkis/2026/04/27/leicester-citys-demise-is-a-victory-for-manchester-united/







