این مقاله به زبان فرانسه نیز موجود است
اولین انتشار: 1405/03/31
وقتی گوگل این هفته در نایروبی یک دوره دیگر از شتابدهنده استارتاپهای آفریقایی خود را به پایان رساند، تصمیمی را تکرار کرد که سالهاست اتخاذ میکند: هیچ سهامی از استارتاپهای شرکتکننده دریافت نمیکند. این ترتیب اغلب به عنوان حمایتی بنیانگذارپسند معرفی میشود؛ دلیلی که نشان میدهد شرکتهای نوآفرین میتوانند بدون رقیقسازی مالکیت، به منابع، تخصص و توزیع دسترسی داشته باشند. با این حال، مدل گوگل به واقعیت بزرگتری اشاره دارد که در حال شکلگیری در فناوری و امور مالی است.
پیچیدهترین تأمینکنندگان سرمایه کمتر به تملک استارتاپها و بیشتر به تملک اکوسیستمها، جریانهای درآمدی و روابط تجاریای علاقهمند میشوند که استارتاپها در نهایت ایجاد میکنند.
این تفسیر جذاب است، اما ناقص نیز هست.
بخش عمدهای از گفتگوها پیرامون منابع مالی استارتاپها در سه سال گذشته تحت تأثیر یک نگرانی واحد بوده است: رقیقسازی. با اصلاح ارزشگذاریهای سرمایهگذاری خطرپذیر، دورهای کاهشی رایجتر شدند و جداول زمانی جذب سرمایه طولانیتر گردیدند؛ بنیانگذاران به دنبال راههایی برای اجتناب از فروش سهام بیشتری از شرکتهایشان با قیمتهای پایینتر بودند.
واکنش، موج علاقه به تأمین مالی غیررقیقکننده بوده است؛ دستهای گسترده که شامل بدهی سرمایهگذاری خطرپذیر، تأمین مالی مبتنی بر درآمد، قراردادهای حقالامتیاز و برنامههای حمایتی پلتفرم مانند شتابدهنده گوگل میشود. جذابیت آن آشکار است: چرا مالکیت را واگذار کنیم وقتی منابع جایگزین سرمایه حاضرند رشد را تأمین مالی کنند و جدول سهام را دستنخورده بگذارند؟
با این حال، وسواس نسبت به رقیقسازی ممکن است بنیانگذاران را به تمرکز روی معیار اشتباه وادار کند. مسئله واقعی این نیست که آیا بنیانگذاران سهام را واگذار میکنند، بلکه این است که آیا آنها ارزش اقتصادی آینده را از طرق دیگر واگذار میکنند یا نه.
این تمایز زمانی روشنتر میشود که از منظر بازار اعتبار خصوصی بررسی شود، که به یک دارایی کل تقریباً ۳ تریلیون دلاری تبدیل شده است. گسترش اعتبار خصوصی اغلب به عنوان شواهدی مطرح میشود که نشان میدهد کارآفرینان بیشتر از همیشه گزینههای منابع مالی دارند. بررسی دقیقتر نشان میدهد که اعتبار خصوصی هزینه سرمایه را کاهش نداده، بلکه به سرمایهگذاران راههای جدیدی برای کسب سود از استارتاپها بدون تصاحب مالکیت داده است.
شتابدهنده گوگل این پویایی را به شکلی ملایمتر نشان میدهد. شرکت به سهام نیاز ندارد زیرا مالکیت منبع اصلی ارزشی که دنبال میکند نیست. هر استارتاپی که روی Google Cloud مقیاس میگیرد، محصولاتی برای اندروید میسازد، موجودی تبلیغاتی خریداری میکند یا خود را عمیقتر در اکوسیستم گوگل جای میدهد، برای گوگل ارزش ایجاد میکند بدون اینکه نیازی به جایگاهی در جدول سهام داشته باشد.
از دیدگاه گوگل، سهام به احتمال زیاد دارایی کمجذابتری خواهد بود. در حالی که یک سهم اقلیتی در یک استارتاپ ممکن است سالها بعد بازده داشته یا نداشته باشد، یک اکوسیستم در حال گسترش از شرکتهایی که روی زیرساخت گوگل ساخته میشوند، میتواند تقریباً بلافاصله بازده تجاری تولید کند.
Next Wave پس از این آگهی ادامه دارد.
با خوشحالی اعلام میکنیم که موضوع رسمی Moonshot 2026 این است: «شجاعت و اقناع: ساختن برای دنیایی جدید.»
امسال، از صحنه فناوری آفریقا میخواهیم از ایدههای جسورانه حمایت کنند و عمیقاً برای ساختن اکوسیستمی که مشکلات آفریقایی را در مقیاس جهانی حل میکند تلاش کنند.
جاهطلبترین بنیانگذاران، سرمایهگذاران، LPها، اپراتورها، خلاقان و سیاستگذاران قاره در Moonshot 2026 گرد هم میآیند تا دوره بعدی آفریقا را ترسیم کنند. نمیخواهید عقب بمانید.
از این منظر، مدل بدون سهام گوگل نشان نمیدهد که مالکیت ارزش خود را از دست داده، بلکه نشان میدهد که دیگر کارآمدترین روش برای کسب آن نیست.
همین منطق در بازار گستردهتر تأمین مالی استارتاپها نیز قابل مشاهده است. شرکتهای تأمین مالی مبتنی بر درآمد سرمایه را در ازای درصد ثابتی از فروش آینده تا رسیدن به آستانه بازپرداخت از پیش تعیینشده پیش میبرند. سرمایهگذاران حقالامتیاز حقوق جریانهای درآمدی آینده را بدون کسب سهام خریداری میکنند. ارائهدهندگان بدهی سرمایهگذاری خطرپذیر، حق اختیار خرید و کارمزدهای پشتی ضمیمه میکنند که به آنها اجازه میدهد در سود مشارکت داشته باشند و در عین حال از حمایتهای طلبکار برخوردار باشند. این ساختارها از نظر مکانیسم با هم متفاوتند، اما هدف مشترکی دارند: تأمین دسترسی به ارزش اقتصادی آینده و در عین حال اجتناب از ریسکهای مرتبط با مالکیت سهام عادی.
آنچه این ابزارها را جذاب میکند این است که یک هزینه آشکار را به هزینهای پنهان تبدیل میکنند. رقیقسازی سهام در لحظه بستن معامله قابل مشاهده است، در حالی که هزینه قراردادهای تقسیم درآمد، ساختارهای حقالامتیاز و بدهی سرمایهگذاری خطرپذیر به تدریج از طریق جریانهای نقدی آینده آشکار میشود.
واگذاری ۲۰٪ از یک شرکت گران به نظر میرسد زیرا فداکاری فوری و ملموس است. تعهد ۵٪ از درآمد آینده در مقایسه ناچیز به نظر میرسد، حتی اگر یک شرکت موفق در نهایت از طریق آن ترتیب ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به یک دور سهام سنتی واگذار کند.
اینجاست که زبان سرمایه غیررقیقکننده شروع به فروپاشی میکند. رقیقسازی به طور سنتی به مالکیت اشاره داشته است. اما مالکیت تنها یک بُعد از کنترل اقتصادی است. اگر شرکتی بخشی از درآمد آینده را به سرمایهگذاران تعهد کند، داراییهای کلیدی را به وامدهندگان وثیقه بگذارد، حق اختیار خرید به ارائهدهندگان بدهی اعطا کند و جریانهای نقدی آینده را حول تعهدات مالی متعدد ساختاربندی کند، بنیانگذار ممکن است مالکیت اسمی را حفظ کند در حالی که به تدریج آزادی اقتصادی را واگذار میکند.
پیامدها زمانی آشکار میشوند که شرکتها تلاش میکنند سرمایه اضافی جذب کنند. سرمایهگذاران خطرپذیر تمایل دارند از ادعاهای از پیش موجود بر درآمد آینده خوششان نیاید، زیرا هر دلاری که برای انجام تعهدات تاریخی اختصاص مییابد، دلاری است که برای رشد در دسترس نیست. آنچه در ابتدا به عنوان تأمین مالی بنیانگذارپسند به نظر میرسید، میتواند دقیقاً زمانی که شرکت بیشتر به انعطافپذیری نیاز دارد، اصطکاک ایجاد کند. برخی شرکتهای نوآفرین دریافتند که حفظ مالکیت امروز، جذب سرمایه فردا را پیچیده میکند.
این مشکل زمانی حادتر میشود که محصولات تأمین مالی جایگزین انباشته میشوند. تأمین مالی مبتنی بر درآمد ممکن است با بدهی سرمایهگذاری خطرپذیر همزیستی داشته باشد. بدهی سرمایهگذاری خطرپذیر ممکن است در کنار فاکتورینگ فاکتور قرار گیرد. ترتیبات فاکتورینگ ممکن است با تسهیلات وامدهی بانکی سنتی در تضاد باشد. هر ابزاری برای حل یک مشکل تأمین مالی خاص طراحی شده است.
با هم میتوانند ترازنامهای ایجاد کنند که از ادعاهای رقیب، اولویتهای متضاد و پیچیدگیهای حقوقی انباشته شده است. در آن نقطه، مسئله دیگر رقیقسازی نیست. مسئله این است که آیا شرکت هنوز کنترل کافی بر جریان نقدی آیندهاش برای فعالیت مؤثر دارد یا نه.
Next Wave پس از این آگهی ادامه دارد.
آیا یک رهبر کسبوکار یا تحلیلگر داده هستید؟ در ماه جولای به ما بپیوندید تا بازنشستگی PAWA BI را جشن بگیریم و از Immortal BI استقبال کنیم – روشی هوشمندتر و بصریتر برای پردازش هوشمند داده.
آنچه اغلب در جشن سرمایه بنیانگذارپسند بررسی نمیشود این است که آیا توازن قدرت واقعاً تغییر کرده است یا نه. سرمایهگذاری خطرپذیر در خالصترین شکل خود از سرمایهگذاران میخواست که عدم اطمینان فوقالعاده را در ازای احتمال بازده فوقالعاده جذب کنند.
بخش عمدهای از معماری جدید تأمین مالی چیز متفاوتی به دست میآورد: دسترسی به رشد را حفظ میکند و در عین حال بخشهایی از ریسک را به خود شرکت بازمیگرداند. بنیانگذاران ممکن است مالکیت بیشتری حفظ کنند، اما سرمایهگذاران نیز راههایی برای تأمین مسیرهای قابل پیشبینیتر به سمت ایجاد ارزش مییابند.
سرمایه غیررقیقکننده جایگاه خود را در جعبهابزار استارتاپ به دست آورده، اما بنیانگذاران باید مراقب باشند که یک معامله متفاوت را با نبود معامله اشتباه نگیرند. بدهی سرمایهگذاری خطرپذیر باند پرواز را طولانی میکند، تأمین مالی مبتنی بر درآمد سرمایه رشد تزریق میکند و پلتفرمهای شرکتی میتوانند بدون لمس جدول سهام، توسعه را تسریع کنند. با این حال، هر یک از این ابزارها در ازای چیزی میخواهد، و خطر در این باور نهفته است که آنچه به عنوان رقیقسازی نشان نمیدهد هیچ هزینهای ندارد.
آنها فینفسه ناپدید نشدهاند، بلکه دیدنشان دشوارتر شده است.
شاید بزرگترین سوءتفاهم در تأمین مالی استارتاپ این باور است که رقیقسازی با سهام آغاز و پایان مییابد. شرکتهایی که امروز سرمایه تأمین میکنند نشان میدهند که مالکیت تنها یکی از ادعاهای متعددی است که میتوان بر یک کسبوکار در حال رشد اعمال کرد، و اغلب جذابترین آنها نیست. بنیانگذارانی که موفق به حفظ هر نقطه درصدی از جدول سهام خود میشوند، در نهایت ممکن است با سؤال دشوارتری روبرو شوند: چقدر از آینده شرکت را به همراه آن حفظ کردند؟
Kenn Abuya
خبرنگار ارشد، TechCabal
ممنون که تا اینجا خواندید. برای به اشتراک گذاشتن نظرات خود درباره این نسخه از NextWave با kenn[at]bigcabal.com ایمیل بزنید. یا فقط روی پاسخ کلیک کنید تا نظرات و بازخورد خود را به اشتراک بگذارید.
پسست! اینجا پایین!
ممنون که Next Wave امروز را خواندید. لطفاً به اشتراک بگذارید. یا اگر کسی برای شما ارسال کرده، مشترک شوید
همیشه میتوانید پاسخ یا واکنش خود را به این مقاله ایمیل بزنید. خواندن آن ایمیلها را بسیار دوست دارم.
خبرنامه TC Daily هر روز (دوشنبه تا جمعه) خلاصهای از تمام اخبار فناوری و تجاری که باید بدانید منتشر میکند. هر روز کاری ساعت 07:00 (WAT) در صندوق ورودی خود دریافت کنید.
TechCabal را در Twitter، Instagram، Facebook و LinkedIn دنبال کنید تا در مکالمات بلادرنگ ما درباره فناوری و نوآوری در آفریقا مشارکت داشته باشید.

