در کابین خلبان، ثانیهها و کلمات وزن یکسانی دارند. به عنوان یک مربی پرواز، این واقعیت نحوه تفکر من درباره آموزش را از همان ابتدا شکل داده است. من همیشه از خودم یک سؤال ساده میپرسم: کجا توجه دانشجو را هدر میدهیم؟
وقتی یک دانشجو دچار مشکل میشود، به ندرت به این دلیل است که انگیزه یا هوش کافی ندارد. بیشتر اوقات، آنها تحت فشار هستند. تماسهای رادیویی ترسناک به نظر میرسند. دفترچههای پرواز منبع اضطراب میشوند. وظایف اداری روی بار شناختی سنگین یادگیری پرواز ایمن با هواپیما اضافه میشوند. اگر بتوانیم اصطکاک را در این زمینهها بدون کوتاهی کاهش دهیم، میتوانیم خلبانان را ایمنتر کنیم و به آنها کمک کنیم کارآمدتر پیشرفت کنند.
این سؤال امروز اهمیت بیشتری دارد. صنعت هوانوردی تحت فشار است تا خلبانان بیشتری را سریعتر آموزش دهد در حالی که استانداردهای ایمنی را که صنعت بر آن بنا شده حفظ کند. خطوط هوایی با بازنشستگیهای فزاینده، گسترش ناوگان و فضای هوایی پیچیدهتر روبرو هستند. مدارس پرواز این فشار را مستقیماً احساس میکنند. هر تاخیر غیرضروری در آموزش در سراسر سیستم تشدید میشود.
من معتقدم کارایی در آموزش خلبانی از عجله کردن دانشجویان ناشی نمیشود. بلکه از طراحی سیستمهایی ناشی میشود که به نحوه واقعی یادگیری انسانها احترام میگذارند.
جایی که آموزش کند میشود
به تجربه من، دو حوزه به طور مداوم پیشرفت اولیه خلبان را کند میکنند: ارتباط با کنترل ترافیک هوایی و بار اداری ثبت زمان پرواز.
ارتباط رادیویی یکی از رایجترین موانع روانی برای دانشجویان خلبانی است. آموزش سنتی اغلب به توضیحات متراکم و لیستهای طولانی اصطلاحات تکیه میکند. از دانشجویان انتظار میرود قبل از اینکه درک کنند حفظ کنند. من خلبانان توانمندی را دیدهام که کنار میکروفون منجمد میشوند، نه به این دلیل که نمیدانند چه بگویند، بلکه به این دلیل که نمیتوانند افکار خود را تحت فشار سریع سازماندهی کنند.
دفترچههای پرواز مشکل متفاوتی را ارائه میدهند. سوابق کاغذی هنوز رایج هستند، اما آنها در برابر خطاهای حسابی، ورودیهای گمشده و از دست رفتن ساده آسیبپذیر هستند. با گذشت زمان، این مسائل کوچک به سردردهای بزرگ تبدیل میشوند، به خصوص زمانی که خلبانان برای رتبهبندیها، گواهینامههای مربی یا موقعیتهای خطوط هوایی درخواست میدهند. استرس اداری مهارتهای پرواز را بهبود نمیبخشد؛ بلکه مستقیماً با انرژی ذهنی که دانشجویان در کابین خلبان نیاز دارند رقابت میکند.
هر دو مسئله اصطکاکی ایجاد میکنند که هیچ ربطی به آیرودینامیک، قضاوت یا کنترل هواپیما ندارد. اینجاست که من کارم را متمرکز کردهام.
آموزش رادیو به عنوان یک سیستم، نه یک اسکریپت
من راهنمای ارتباطات ATC خود را پس از مشاهده مکرر دانشجویان که با همان ترس دست و پنجه نرم میکردند، توسعه دادم. بسیاری از آنها به زبان دوم یا سوم پرواز میکردند. من به انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی و پرتغالی مسلط هستم و الگو را فوراً تشخیص دادم. مشکل واژگان نبود؛ ساختار بود.
به جای اینکه ارتباط رادیویی را به عنوان چیزی که باید خط به خط حفظ شود در نظر بگیریم، من شروع به آموزش آن به عنوان مجموعهای از الگوها کردم. مجوزها، گزارشهای موقعیت، اهداف و تأییدیهها از ساختارهای منطقی پیروی میکنند. وقتی دانشجویان ساختار را درک کنند، میتوانند با تغییرات دنیای واقعی سازگار شوند به جای اینکه وقتی یک تماس دقیقاً مانند مثالی که مطالعه کردهاند به نظر نمیرسد دچار وحشت شوند.
وقتی این نقشه ذهنی کلیک میشود، اعتماد به نفس به سرعت افزایش مییابد. دانشجویان دیگر از رادیو نمیترسند و شروع به استفاده از آن به عنوان یک ابزار میکنند. در مدارس پروازی که این رویکرد را اتخاذ کردهاند، من متوسط زمان تا اولین پرواز انفرادی را از حدود 3 ماه به نزدیک به 2 ماه دیدهام، بدون به خطر انداختن استانداردها. تفاوت سرعت برای خودش نیست. اضطراب را کاهش میدهد و تفکر واضحتر را ترویج میکند.
رادیو نباید ترسناکترین بخش هواپیما باشد.
تبدیل دفترچههای پرواز به دادههای قابل اعتماد
اگر آموزش رادیو بار شناختی اولیه را برطرف میکند، دفترچههای پرواز دیجیتال باری را برطرف میکنند که در طول کار خلبانان ادامه دارد.
من Nicologbook را پس از سالها مشاهده اینکه چقدر مربیان و دانشجویان زمان صرف رفع خطاهایی میکردند که هرگز نباید وجود داشته باشند، ایجاد کردم. دفترچههای پرواز کاغذی سیستمهای شکنندهای در حرفهای هستند که دقت میطلبد. مجموعها باید به صورت دستی مجدداً محاسبه شوند. دستهبندیها میتوانند اشتباه تفسیر شوند. تأییدیهها ممکن است سخت قابل تأیید باشند.
Nicologbook یک دفترچه پرواز دیجیتال خودفرموله است که بر اساس الزاماتی که خلبانان واقعاً با آن روبرو هستند طراحی شده است. همه محاسبات خودکار هستند. دستهبندیهای زمانی با انتظارات FAA و IACRA همسو هستند. رویدادهای آموزشی، آموزش زمینی و تأییدیهها به وضوح سازماندهی شدهاند تا هم خلبانان و هم ممتحنان بتوانند فوراً تجربه یک کاندیدا را درک کنند.
در طول یک تأییدیه ضبط شده، یک ممتحن خلبان تعیین شده FAA سیستم را بسیار کاربرپسند توصیف کرد و خاطرنشان کرد که به وضوح سوابق متقاضیان را ارائه میدهد. این وضوح اهمیت دارد. دادههای تمیز جایگزین قضاوت نمیشوند، اما حواسپرتیهایی را که هیچ ربطی به ارزیابی آمادگی یک خلبان ندارند حذف میکنند.
هوانوردی دیجیتالتر میشود، چه ما در شکلدهی این ابزارها شرکت کنیم یا نه. من معتقدم خلبانان باید سیستمهایی داشته باشند که از رتبه بعدی، شغل بعدی و تصمیمات ایمنی سازمانهایی که برای آنها پرواز میکنند حمایت کنند.
آموزش اول، فناوری دوم
کار من به عنوان یک سازنده ابزار در کار من به عنوان یک مربی ریشه دارد. در می 2022، من عنوان مربی پرواز مهر طلایی FAA را به دست آوردم که به جای یک دستاورد واحد، عملکرد آموزشی پایدار را میطلبد. نرخ قبولی دانشجویان من در حال حاضر 100% است
این نتیجه در مورد میانبرها نیست. در مورد استانداردسازی است. دانشجویان زمانی بهتر عمل میکنند که آموزش سیستماتیک باشد نه بداهه. آنها با دانستن آنچه که انتظار میرود وارد چکرایدها میشوند زیرا به طور مداوم آموزش دیدهاند.
پیشینه تحصیلی من همان تعادل را منعکس میکند. من در فرانسه و کلمبیا تحصیل کردم، مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی بینالمللی گرفتم و مدرک کارشناسی ارشد علوم هوانوردی را به پایان رساندم. این ترکیب نحوه رویکرد من به مشکلات هوانوردی را شکل میدهد. آموزش هم یک سیستم انسانی و هم یک سیستم عملیاتی است.
احتیاط لازم در مورد سرعت
همه با تسریع هر بخش از آموزش خلبانی راحت نیستند و این احتیاط سالم است. من نگرانی را به اشتراک میگذارم که رابطهای تمیز و دادههای منظم میتوانند توهم شایستگی را زمانی که با قرار گرفتن محدود در دنیای واقعی جفت میشوند ایجاد کنند.
راهنماهای ارتباطی ساختاریافته باید دانشجویان را برای تنوع آماده کنند، نه اینکه آنها را در اسکریپتها به دام بیندازند. دفترچههای پرواز دیجیتال باید از درک پشتیبانی کنند، نه جایگزین آن شوند. فناوری باید زمان را برای قضاوت آزاد کند، نه تجربه را فشرده کند.
پاسخ من به این نگرانیها ساده است. وقتی خطاهای قابل پیشگیری و ترس غیرضروری را حذف میکنیم، فضای بیشتری در برنامه درسی برای پیچیدگی، ابهام و تصمیمگیری ایجاد میکنیم. هدف از بین بردن مبارزه نیست. این است که مطمئن شویم دانشجویان با چیزهای درست مبارزه میکنند.
مسیر سریعتر، نه میانبر
اولین پرواز انفرادی همیشه یک لحظه انسانی خواهد بود. هیچ نرمافزاری آن را تغییر نمیدهد.
کاری که ما میتوانیم انجام دهیم این است که مطمئن شویم وقتی یک دانشجو به آن نقطه میرسد، توسط اضطراب رادیویی یا سردرگمی اداری حواسپرت نمیشود. آنها باید صدای خود را به وضوح با کنترل ترافیک هوایی صحبت کنند بشنوند. آنها باید تجربه خود را به طور دقیق مستند شده ببینند. آنها باید بر پرواز با هواپیما متمرکز باشند.
اگر ابزارهای دیجیتال به دستیابی به آن کمک کنند، پس به درستی استفاده میشوند.
مسیر سریعتر به پرواز انفرادی میانبر نیست. نشانهای است که سیستم آنطور که باید کار میکند.


