داستان رشد آفریقا مدتهاست که از طریق کالاها و جریان سرمایه روایت میشود. اما یک تغییر آرامتر در حال انجام است در امتداد سواحل این قاره. از مراکش تا موزامبیک، بنادر از نقاط عبور ساده به چیزی بسیار استراتژیکتر تبدیل میشوند: مراکز قدرت اقتصادی که تجارت، صنعت و ژئوپلیتیک را شکل میدهند.
در اقتصاد جهانی پراکنده امروز، هر کس لجستیک را کنترل کند، ارزش را کنترل میکند. و در آفریقا، این اهرم به طور فزایندهای در دروازه بندر قرار دارد.
تجارت مدرن دیگر فقط با آنچه یک کشور تولید میکند تعیین نمیشود. با سرعت، هزینه و قابلیت اطمینان حرکت کالاها تعیین میشود. این امر بنادر را - نه معادن یا میادین نفتی - به نقاط گلوگاه واقعی رقابتپذیری تبدیل میکند.
در سراسر آفریقا، دروازههای پیشرو مانند بندر تنجه مد، بندر دوربان، بندر مومباسا و بندر لوبیتو بیش از تأسیسات دریایی شدهاند. آنها اکنون پارکهای صنعتی، مناطق لجستیک، مناطق تجارت آزاد و خوشههای پردازش صادرات را لنگر میاندازند.
مدل واضح است: کشتیها را جذب کنید، سپس کارخانهها را جذب کنید.
بنادر کارآمد هزینههای حمل و نقل را کاهش میدهند، زمانهای تحویل را کوتاه میکنند و عدم اطمینان را کاهش میدهند. این ترکیب تولیدکنندگان، پردازشگران کشاورزی و توزیعکنندگانی را که به زنجیرههای تأمین قابل پیشبینی نیاز دارند جذب میکند. با گذشت زمان، فعالیت تجاری به داخل کشور سرازیر میشود و مشاغل و ارزش افزوده محلی ایجاد میکند.
در این معنا، بنادر مانند آهنرباها عمل میکنند. سرمایه از اتصال پیروی میکند.
رقابت واقعی دیگر کشور در برابر کشور نیست. کریدور در برابر کریدور است.
راهآهنها، بزرگراهها و بنادر خشک اکنون از ترمینالهای اصلی به بیرون تابش میکنند و اقتصادهای محصور در خشکی را به بازارهای جهانی پیوند میدهند. کریدور لوبیتو که آنگولا را به زامبیا و جمهوری دموکراتیک کنگو متصل میکند، یا کریدور شمالی از طریق کنیا به آفریقای شرقی، نشان میدهد که چگونه یک دروازه کارآمد میتواند جریانهای تجاری کل منطقه را بازسازی کند.
این امر اقتصاد جغرافیا را تغییر میدهد. یک بندر به خوبی مدیریت شده میتواند به طور مؤثر فاصله را برای کشورهای همسایه "کوتاه" کند. یک بندر شلوغ میتواند آنها را منزوی کند.
برای کشورهای محصور در خشکی، کارایی بندر تفاوت بین رقابتپذیری صادرات و محرومیت دائمی است.
تصادفی نیست که قدرتهای جهانی به شدت در زیرساختهای بندر آفریقا سرمایهگذاری میکنند. بنادر به داراییهای ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند.
کنترل ترمینالها به طور فزایندهای با استراتژیهای سرمایهگذاری خارجی از اروپا، خلیج فارس، چین و دیگران تلاقی میکند. این بازیگران فقط اسکلهها را تأمین مالی نمیکنند؛ آنها دسترسی بلندمدت به مسیرهای تجاری، مواد معدنی، صادرات مواد غذایی و بازارهای مصرفکننده را تضمین میکنند.
در عمل، یک امتیاز بندر امروز شبیه یک خط لوله انرژی یا کابل داده است: زیرساخت استراتژیک با وزن اقتصادی و دیپلماتیک.
آنچه بنادر موفق را از بنادر متوسط جدا میکند فقط حجم نیست. یکپارچگی است.
قویترین عملکردها اصلاحات گمرکی، سیستمهای ترخیص دیجیتال، مناطق گمرکی و لجستیک چندوجهی را ترکیب میکنند. آنها امکان حرکت کالاها از کشتی به انبار به کامیون را در ساعات، نه روزها، فراهم میکنند.
این کارایی از زنجیرههای تأمین "به موقع" پشتیبانی میکند و شرکتها را تشویق میکند که در نزدیکی مستقر شوند. مونتاژ خودرو، فرآوری مواد غذایی، تولید سبک و مراکز توزیع به طور فزایندهای در اطراف بنادر جمع میشوند.
در واقع، بنادر در حال تبدیل شدن به شهرهایی در درون شهرها هستند - اکوسیستمهای صنعتی که ارزش صادراتی را بسیار فراتر از هزینههای حمل و نقل تولید میکنند.
برای سرمایهگذاران و سیاستگذاران، پیام ساده است. برندگان رشد بعدی آفریقا ممکن است تنها تولیدکنندگان کالا نباشند. آنها ممکن است دروازههای لجستیکی باشند که همه چیز دیگر را امکانپذیر میکنند.
بنادر ترافیک را جذب میکنند، ارز سخت تولید میکنند، سرمایه خصوصی را جذب میکنند و زنجیرههای تأمین منطقهای را لنگر میاندازند. آنها همچنین جریانهای درآمد متنوع ارائه میدهند: هزینههای جابجایی، انبارداری، اجارههای صنعتی و خدمات.
در قارهای که هنوز در حال یکپارچهسازی بازارهای خود تحت AfCFTA است، بنادر ستون فقرات فیزیکی آن یکپارچهسازی هستند.
بنادر آفریقا دیگر زیرساخت منفعل نیستند. آنها پلتفرمهای استراتژیک هستند.
در دهه آینده، رقابتیترین اقتصادهای این قاره احتمالاً کسانی خواهند بود که با بنادر نه به عنوان نقاط پایانی، بلکه به عنوان موتورها رفتار میکنند - مکانهایی که تجارت شروع میشود، نه صرفاً از آن عبور میکند.
زیرا در آفریقای مدرن، قدرت فقط در زیر زمین نیست. در کنار آب قرار دارد.
پست بنادر آفریقا مراکز قدرت جدید تجارت هستند برای اولین بار در FurtherAfrica ظاهر شد.


