در ساعت 03:07 صبح، کوبیدن آغاز شد.
نه تق در و نه زنگ: این نوع برخوردی بود که برای بیدار کردن همسایگان و از بین بردن هرگونه شک مبنی بر بیفایده بودن مقاومت طراحی شده بود.
در عرض چند ثانیه، مردان مسلح وارد خانه شدند، فریاد میزدند، از پاسخ دادن به سؤالات خودداری میکردند. هیچ توضیحی، هیچ حکمی ارائه نشد، هیچ اتهامی خوانده نشد. فقط فوریت، ارعاب و حذف.
افرادی که آن شب برده شدند، در نهایت چیز وحشتناکی را میآموختند: طبق نظریه حقوقی مورد استفاده، آنچه برای آنها اتفاق افتاد اصلاً نقض حقوق آنها محسوب نمیشد.
این سال 1773 در بوستون بود.
این ایده برای آمریکا جدید نیست. در واقع، دقیقاً همان روش حکومتی است که مستعمرات را به سمت انقلاب سوق داد.
مردانی که اعلامیه استقلال را نوشتند، به سوءاستفادههای مجزا واکنش نشان نمیدادند. آنها به یک سیستم واکنش نشان میدادند، سیستمی که طراحی شده بود تا مقاومت را از نظر قانونی غیرممکن کند در حالی که خشونت از نظر فنی قانونی باقی میماند.
هر بندی که آنها فهرست کردند، هر اصلاحیهای که در منشور حقوق به دنبال آن آمد، با هدف جلوگیری از برقراری دوباره همان مکانیسم در اینجا بود.
برای دیدن دلیل، به آنچه توماس جفرسون نوشت نگاه کنید، در اعلامیه استقلال:
این همچنین دلیلی است که تدوینکنندگان قانون اساسی، منشور حقوق، ده اصلاحیه اول قانون اساسی ما را اضافه کردند، که شامل موارد زیر است:
به طور جداگانه، میتوان در مورد هر یک از حوادث مدرن زیر بحث کرد. مردم در مورد جزئیات، قانونی بودن، انگیزهها بحث میکنند.
اما بنیانگذاران کشور ما از چیز دیگری کاملاً میترسیدند: نه سوءاستفادههای جداگانه، بلکه یک ساختار حکومتی که در آن هر اقدام اقدام بعدی را تقویت میکند تا زمانی که خود قانون از محدود کردن قدرت باز میایستد.
این الگویی است که بنیانگذاران ما سعی داشتند آن را غیرقانونی کنند. و این الگویی است که توضیح میدهد چرا دادگاهها مدام علیه این اقدامات رژیم ترامپ حکم میدهند، اما آنها به هر حال ادامه مییابند.
به جایی که امروز هستیم فکر کنید.
اکثر آمریکاییها تمایلی به گفتن اینکه آمریکا اکنون یک کشور فاشیستی است ندارند، با این امید که انتخابات بعدی دموکراتها را به قدرت برساند و ترامپ و چاپلوسانش را محدود کند.
با این حال، ارشدترین رهبران کانادا و اروپا فکر میکنند ما از نقطه بازگشت عبور کردهایم. و آنها بر اساس این باور عمل میکنند.
همانطور که دین بلاندل اشاره میکند:
احساسات و اقدامات مشابهی در کنفرانس امنیتی مونیخ هفته گذشته تکرار شد.
گزارش نهایی کنفرانس در مورد آمریکا میگوید:
به غیر از دموکراتهای خوشبین در ایالات متحده، به نظر میرسد هیچکس در جهان - و به ویژه کانادا و اروپا - فکر نمیکند که ایالات متحده از تبدیل شدن به یک دولت پلیس خشن عقبنشینی کند. آنها معتقدند اتحاد بین ترامپ، میلیاردرهای کلاس اپستین و پوتین پیروز شده است و آمریکا به طور دائم تغییر کرده است.
بعد از همه، همانطور که رویترز هفته گذشته گزارش داد:
بزرگترین صنعت رو به رشد در آمریکا در حال حاضر ساخت اردوگاههای کار اجباری برای نگهداری افرادی است که هرگز با قاضی یا هیئت منصفهای روبرو نشدهاند - در نقض آشکار قانون اساسی و منشور حقوق ما - و هرگز متهم یا محکوم به هیچ قانون جنایی نشدهاند.
اروپاییها که قبلاً این فیلم را دیدهاند، حتی یک لحظه باور ندارند که ظرف یک یا دو سال آن اردوگاهها به مهاجران با پوست قهوهای محدود شوند. آنها انتظار دارند که افرادی مانند شما و من نیز به زودی در آنها باشیم.
بعد از همه، ترامپ در حال حاضر سعی دارد هشت عضو کنگره، یک قاضی ایالتی، مدیران سابق FBI و CIA، دادستان کل نیویورک، مشاور امنیت ملی سابق خود، رئیس فدرال رزرو خود، یک فرماندار فدرال رزرو، فرماندار سابق نیوجرسی، جک اسمیت، مایلز تیلور، کریستوفر کربس و گزارشگر دان لمون را به زندان بیندازد.
توماس مسی و مارجوری تیلور گرین، هر دو متحدان سابق ترامپ که او را رو کردهاند، اخیراً توییت کردهاند که آنها خودکشی نمیکنند، درست مانند رهبران اپوزیسیون در روسیه که در روزهای اولیه انجام میدادند. حتی جمهوریخواهان متوجه میشوند که الگوی نقش ترامپ ولادیمیر پوتین است.
همانطور که مدافعان نگران دموکراسی در سراسر جهان اشاره میکنند، فهرست افرادی که ترامپ میخواهد در زندان یا مرده باشند به نظر میرسد روزانه رشد میکند: او در واقع در حال حاضر سعی دارد - به روشی بسیار واقعی که به نظر میرسد رسانههای ما عمدتاً نادیده میگیرند - هر یک از آن افراد را در یک زندان واقعی قرار دهد. درست مانند کاری که هیتلر، موسولینی، پینوشه، پوتین، اردوغان، شی و غیره انجام دادند.
در همین حال، در حالی که جمهوریخواهان سعی دارند قانونی را تصویب کنند که حداقل 20 میلیون نفر، عمدتاً زنان متأهل و آمریکاییهای کمدرآمد، را از رأی دادن در نوامبر این سال و در سال 2028 منع کند، بالاترین مقام اجرای قانون کشور، کریستی نوئم، همین آخر هفته به گروهی از خبرنگاران گفت که جمهوریخواهان این کار را انجام میدهند زیرا:
اکثر آمریکاییها هنوز فرض میکنند که تنها انتخابات تصمیم خواهند گرفت که آیا این متوقف میشود، اما متحدان ما در خارج از کشور - که قبلاً این فیلم را در کشورهای خودشان در زمان زندگی پدربزرگهایشان دیدهاند - به نظر میرسد بسیار کمتر مطمئن هستند. آنها طوری رفتار میکنند که گویی ایالات متحده وارد مرحلهای شده است که ملتها به ندرت پس از استقرار کامل آن را معکوس میکنند.
بهترین امید ما اکنون این است که بنیانگذاران آمریکا دقیقاً همین احتمال را پیشبینی کرده بودند.
آنها درک کردند که یک دولت میتواند یاد بگیرد که به گونهای عمل کند که اقدامات فردی قابل بحث به نظر میرسند اما جهت کلی برگشتناپذیر میشود. به همین دلیل است که آنها یک محافظ نهایی را جاسازی کردند، نه در صندوق رأی، بلکه در یک محدودیت ساختاری بر خود قدرت.
تقریباً هیچکس دیگر در مورد آن صحبت نمیکند.
فردا من از آن محافظ و اینکه چرا، وقتی یک دولت از آستانه خاصی عبور میکند، برنده شدن در انتخابات دیگر به طور خودکار سیستمی که قبلاً وجود داشت را بازیابی نمیکند، صحبت خواهم کرد.
زیرا اگر ما قبلاً از آن خط عبور کردهایم، همانطور که نخستوزیر کانادا و رهبران اروپا هفته گذشته در مونیخ با صدای بلند میگفتند، سوالی که آمریکاییها در حال حاضر در مورد آن بحث میکنند سوالی نیست که واقعاً تعیین میکند در مرحله بعد چه اتفاقی میافتد.


