بانکهای ایالات متحده در محیطی تحت فشار مداوم فعالیت میکنند: حاشیه سود تنگتر، هزینههای انطباق رو به افزایش، تهدیدات سایبری فزاینده و انتظارات روزافزون مشتریان. هیچیک از این چالشها به خودی خود جدید نیستند. آنچه تغییر کرده است، نیروی ترکیبی آنها و میزان تأثیرگذاریشان در بازتعریف صنعت بانکداری است.
فناوری محور اصلی این تحول است. سالهاست که بانکها با فناوری عمدتاً به عنوان یک پایه هزینه برخورد میکردند. امروزه، آن را بیش از پیش منبعی برای تابآوری، کارایی و مزیت رقابتی میدانند. همانطور که رقبان دیجیتال-محور استانداردهای سرعت، شخصیسازی و خدمات را ارتقا میدهند، بانکهای سنتی تحت فشار بیشتری برای نوسازی سیستمهای هستهای پشتیبان کسبوکار خود قرار دارند.
گزارش جدید تمِنوس سه روند فناوری را برجسته میکند که این گذار را در بانکداری امروز شکل میدهند.
شکاف عملکردی رو به گسترش بین بانکهایی با پشتههای فناوری مدرن و那些 همچنان متکی بر زیرساختهای قدیمی هستند، یک موضوع را روشن میکند: ایستادن اکنون به معنای عقب افتادن است. بانکهایی که نوسازی شدهاند، محصولات جدید را سریعتر عرضه میکنند، تجربه مشتری را بهبود میبخشند و به تغییرات بازار به صورت بلادرنگ پاسخ میدهند.
دادههای معیار ما نشان میدهد که به طور میانگین، هر کارمند بخش جلویی در بانکهای خردهفروشی جهانی حدود ۲,۳۶۲ مشتری را سرویسدهی میکند. در مقابل، بانکهای دیجیتال تا ۶,۱۴۰ مشتری به ازای هر کارمند را سرویسدهی میکنند که تقریباً ۲.۵ برابر بیشتر است.
این شکاف صرفاً یک شاخص کارایی نیست. این موضوع پیامدهای مستقیمی برای هزینه، سرعت ورود به بازار و رقابتپذیری بلندمدت دارد. برای بانکهایی که تحت فشار برای بهبود بهرهوری ضمن ادامه سرمایهگذاری در رشد هستند، پیام واضح است: فناوری منسوخ میتواند به یک disadvantage ساختاری تبدیل شود.
اکثر بانکها این موضوع را درک میکنند. چالش اصلی نه در اینکه آیا باید نوسازی انجام داد، بلکه در نحوه انجام آن به گونهای است که ارزش ایجاد کند بدون اینکه ریسک غیرضروری وارد نماید.
برای بسیاری از بانکها، بزرگترین مانع نوسازی، خودِ هسته سیستم است. تا ۷۰-۸۰٪ از بودجههای فناوری اطلاعات ممکن است صرف نگهداری سیستمهای قدیمی شود تا تأمین مالی نوآوری یا رشد، و فضای بسیار کمی برای ساختن آینده باقی میماند.
بانکداری مدرن بیش از پیش به دادههای بلادرنگ، قابل دسترس و خوشساختار وابسته است. اما بسیاری از سیستمهای هستهای قدیمی برای پشتیبانی از چنین محیطی ساخته نشدهاند. در عوض، آنها اغلب در محیطهای دادهای تکهتکه شده قرار دارند که نوآوری را کندتر، پرهزینهتر و مقیاسپذیری را دشوارتر میکنند.
برای بسیاری از بانکها، این امر منجر به علاقه بیشتر به قابلیتهای بومی ابری (Cloud-native) و مبتنی بر SaaS شده است که میتوانند از معماریهای انعطافپذیرتر، دسترسی به دادههای بلادرنگ و تحویل سریعتر خدمات جدید پشتیبانی کنند.
این موضوع اکنون اهمیت بیشتری دارد زیرا فناوریهای تحولآفرینی مانند هوش مصنوعی نه تنها یک پلتفرم مدرن را پاداش میدهند، بلکه به آن نیاز دارند. اگر هسته سیستم پشت پردازش دستهای و معماریهای سخت قفل شده باشد، آن فناوریها نمیتوانند به دادههای مورد نیاز خود در زمان لازم دست یابند.
بیشتر بخوانید درباره فینتک : مصاحبه جهانی فینتک با راب یانگ، مدیر اجرایی – انگلستان در InDebted
اگر نیاز به نوسازی واضح است، سوال بعدی این است که چگونه آن را به شیوهای اجرا کنیم که هم تداوم و هم تغییر را پشتیبانی کند.
در بسیاری از محیطهای قدیمی، اجزایی مانند دادههای مشتری، سپردهها، وامدهی و پرداختها به شدت در هم تنیده شدهاند، که تغییر را دشوار به جداسازی و پیچیده به اجرا میکند. پلتفرمهای ترکیبپذیر (Composable) این وضعیت را تغییر میدهند و به بانکها اجازه میدهند قابلیتهای فردی را به مرور زمان، مانند سپردهها یا وامدهی، بدون اختلال در سیستمهای در حال کار، ارتقا دهند.
برخی بانکها ممکن است انتخاب کنند که با هسته شروع کنند و به تدریج عملکردهای هستهای را جایگزین یا ارتقا دهند. دیگران ممکن است با قابلیتهای پیرامونی مانند پرداختها یا جرایم مالی شروع کنند، جایی که ارزش اغلب میتواند به سرعت ارائه شود. هر دو رویکرد مسیری انعطافپذیرتر را به سمت هدف مشترک منعکس میکنند: یک پلتفرم مدرن و آماده برای آینده.
تحلیل بیش از ۴۵ برنامه بانکداری هستهای توسط شرکت Bain & Company نشان داد که نوسازی تدریجی یکی از قویترین پیشبینیکنندگان موفقیت در تحول هستهای است. برای بانکهایی که برنامهریزی همزیستی و ادغام را دارند، این روش مسیری با ریسک کمتر به سوی یک هسته مدرن ارائه میدهد.
برای رهبران بانکهای ایالات متحده، مسئله دیگر این نیست که آیا نوسازی مهم است یا خیر. مسئله این است که آیا زیرساخت فناوری بانک آماده پشتیبانی از سرعت، تابآوری و نوآوریای است که بازار اکنون طلب میکند.
این به معنای دنبال کردن تغییر به خاطر خودش نیست. این به معنای داشتن استراتژی نوسازی است که هسته را تقویت کند، دسترسی به دادهها را بهبود بخشد و انعطافپذیری لازم برای ارائه قابلیتهای جدید را با تکامل نیازهای کسبوکار ایجاد کند.
از این منظر، نوسازی کمتر درباره جایگزینی فناوری و بیشتر درباره آمادگی پلتفرم است: ساختن بنیانی که به بانکها اجازه میدهد سریعتر پاسخ دهند، با اعتماد به نفس بیشتری نوآوری کنند و در سالهای آینده مؤثرتر رقابت نمایند.
Temenos پیشرو جهانی در نرمافزارهای بانکداری بومی ابری و مبتنی بر هوش مصنوعی است. پلتفرم آنها عملیات هستهای، دیجیتال و مدیریت ثروت را برای بیش از ۹۵۰ بانک در سراسر جهان قدرت میبخشد.
بینشهای فینتک بیشتری را دنبال کنید : امور مالی به عنوان یک ویژگی: تغییر مدل درآمدزایی در پلتفرمهای فینتک جهانی
[برای به اشتراک گذاشتن بینشهای خود با ما، لطفاً به psen@itechseries.com ایمیل بزنید ]
پست از نوسازی تا شتاب: روندهای فناوری تعریفکننده بانکداری ایالات متحده ابتدا در GlobalFinTechSeries منتشر شد.


